زبانحال مسلم بن عقیل علیهالسلام قبل از شهادت
کوفه دیگر خانۀ مردانِ مرد انگار نیست کوچ کرده مردی و این شهر، شهرِ یار نیست کوفه اکنون بندۀ زور و زر و تزویر شد کوفه دیگر کوفۀ تسلیمِ محضِ یار نیست کوفه، مردستان شمشیر و شجاعت بود، حیف آه در این شهر، جز طوعه کسی عیّار نیست سایۀ رعب و خیانت میدود در کوچهها یک پـنـاه امن، حتی سایـۀ دیوار نیست نابرادرها یکایک در هراس از گرگ وَهم، یوسفی هست و خریداری در این بازار نیست زخم شمشیر خیانت را ببین بر پشت من سرفرازم، زخم سرباز تو ذلتبار نیست مستی دنـبـالـهداری یـافـتم از گـیـسویت آه از مستی چه گویم؟ یک رگم هشیار نیست بر روی دارالاماره چشم من دنبال توست هیچ حسی بهتر از این وعدۀ دیدار نیست |